محمد مهدى ملايرى
148
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جاودان ساخته ، و سرگذشتهايشان را در آنها مدون ساختهاند ، آنچنانكه ما بسبب آنها آنچه را بر ما پوشيده بود به عيان ديديم و آنچه بر ما بسته بود گشوديم ، و زياد آنها را بر كم خود افزوديم ، و چيزهائى را درك كرديم كه جز بهوسيلهء آنها درك نمىكرديم ، درآنصورت بهرهء ما از حكمت ناچيز و وسيلهء ما براى كسب معرفت ضعيف بود « 1 » . و در وصف شعر عربى و ويژگيهاى آن هم نوشت : « كتابهاى هند و حكمت يونان و آداب ايرانيان به عربى ترجمه شد ، برخى از آنها بر حسنشان افزود و از برخى ديگر چيزى كاسته نشد ، ولى اگر حكمت عرب ( شعر ) را ترجمه كنند معجز آنكه وزن است از ميان خواهد رفت ، با اينكه اگر آن را ترجمه كنند در معانى آن چيزى را نخواهند يافت كه عجم آن را در كتابهائى كه براى زندگى و زيركيها و حكمتهاى خود پرداختهاند ذكر نكرده باشند ، و آن كتابها پيوسته از ملّتى به ملّت ديگر و از قرنى به قرن ديگر و از زبانى به زبانى ديگر منتقل گرديد تا به ما رسيد و ما آخرين كسانى بوديم كه وارث آنها شديم « 2 » . و در قرن چهارم هجرى هم وقتى محمد بن اسحاق نديم فهرستى از همهء كتابهائى كه در زبان عربى تا آن زمان وجود داشت تأليف كرد ، در مقدمهء آن نوشت : « اين فهرست كتابهاى همهء ملتها از عرب و عجم است كه در انواع دانشها از آغاز آنها تا اين زمان كه سيصد و هفتاد و هفت هجرى است به زبان عربى موجود است » « 3 » . نكتهاى درخور توجه دربارهء دوران انتقال نكتهاى كه دربارهء اين دوران انتقال با مطالعهء فهرست ابن نديم ، كه خود دائرة المعارف جامعى از فرهنگ آن زمان است و با توجه به سير انديشه و علم در جهان اسلام درخور توجه مىنمايد ، يكى
--> ( 1 ) - عبارت جاحظ دراينباره چنين است : « ولولا ارتمست لنا الاوائل فى كتبها و خلّدت من عجيب حكمتها و دوّنت من انواع سيرها حتى شاهد نابها ما غاب عنّا و فتحنا بها كل مستغلق ( يا منغلق ؟ ) كان علينا فجمعنا الى قليلنا كثيرهم و ادركنا ما لم نكن ندركه الابهم لقد خسّ حظنا من الحكمة و ضعف سببنا الى المعرفة » ( بنقل رفاعى از او در عصر المأمون ، ج 3 ، ص 116 . ( 2 ) - جاحظ ، الحيوان ، ج 1 ، ص 38 . ( 3 ) - الفهرست ، ص 2 مقدّمه .